تبلیغات
باورعشق - شعر

باورعشق

باور عشق و هنر اندیشه من است

شعر

سایه  

 

این ترس قرارم را

بریده است

نمی گذارد

صدایش کنم

ازوحشتی که نمی خواهد

بوی ترانه ام را...

                  بشنود

باید برای این حنجره

               فکری کرد

من که هیچ وقت از

حوصله درخت حرفی نزدم  

فقط فکر میکنم

این سایه را

حتی خورشید هم

نمی تواند

آسان گرفته باشد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 فروردین 1388 توسط جهانگیر دشتی زاده | نظرات ()
پيوندهاي روزانه
مطالب اخير
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
آمار سايت